ریسک جنگ و پیامدهای آن برای بیمه‌های زندگی‌     5/11/2026

دکتر میترا قنبرزاده(عضو عیئت علمی پژوهشکده بیمه)

بهار 1405

خلاصه مدیریتی 
در میان رشته‌های مختلف بیمه‌ای، بیمه‌های زندگی از حساسیت ویژه‌ای نسبت به ریسک جنگ برخوردارند. افزایش ناگهانی نرخ مرگ‌ومیر، وقوع خسارات تجمعی، نوسانات بازارهای سرمایه، کاهش توان مالی خانوارها و تغییر رفتار بیمه‌گذاران از جمله عواملی هستند که می‌توانند تعادل فنی و مالی پرتفوی بیمه‌های زندگی را تحت تأثیر قرار دهند. علاوه بر این، ماهیت بلندمدت تعهدات در بیمه‌های زندگی موجب می‌شود که آثار جنگ تنها به افزایش خسارات محدود نشده و از طریق تغییر در جریان‌های نقدی، بازخرید بیمه‌نامه‌ها و بازده سرمایه‌گذاری‌ها نیز بر وضعیت مالی شرکت‌های بیمه اثر بگذارد. از این رو، بررسی نحوه مواجهه صنعت بیمه با این ریسک و طراحی سازوکارهای مناسب برای مدیریت آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
این گزارش با هدف تحلیل ریسک جنگ در صنعت بیمه و با تمرکز بر بیمه‌های زندگی تهیه شده است. در گام نخست، مفهوم ریسک جنگ در ادبیات بیمه‌ای و طیف رویدادهای مرتبط با آن شامل جنگ‌های بین‌المللی، درگیری‌های داخلی، شورش‌ها، اقدامات شبه‌نظامی و سایر تنش‌های مسلحانه تشریح شده و ویژگی‌های فنی این ریسک از منظر بیمه‌گری بررسی شده است. در ادامه، تفاوت اثرات ریسک جنگ در بیمه‌های زندگی و بیمه‌های غیرزندگی تحلیل شده و نشان داده می‌شود که چرا ساختار مدیریت این ریسک در رشته زندگی نیازمند ملاحظات خاص فنی و اکچوئری است.
بخش دیگری از گزارش به بررسی پیامدهای بالقوه جنگ بر پرتفوی بیمه‌های زندگی اختصاص دارد؛ بخشی که نشان می‌دهد ریسک جنگ چگونه می‌تواند ساختار فنی، مالی و رفتاری این رشته را به‌صورت چندلایه تحت‌تأثیر قرار دهد. در این بخش، ابتدا اثر جنگ بر شاخص‌های حیاتی از جمله نرخ مرگ‌ومیر تحلیل می‌شود؛ جایی که وقوع جنگ می‌تواند منجر به افزایش ناگهانی و غیرمنتظره مرگ‌ومیر در گروه‌های سنی مختلف شده و الگوهای آماری مورد استفاده در محاسبات اکچوئری را به‌طور کامل مختل کند. سپس خسارات تجمعی ناشی از رویدادهای جنگی مورد توجه قرار می‌گیرد؛ خساراتی که برخلاف رویدادهای پراکنده، ماهیت وابسته دارند و می‌توانند هم‌زمان تعداد زیادی از بیمه‌شدگان را در معرض ریسک قرار دهند. تحلیل رفتار بیمه‌گذاران نیز نشان می‌دهد که جنگ می‌تواند تقاضا برای بازخرید بیمه‌نامه‌ها، تعویق پرداخت حق بیمه یا حتی افزایش درخواست برای خرید پوشش‌های جدید را تحت‌تأثیر قرار دهد و الگوهای نقدینگی شرکت را دستخوش تغییر کند.

این بخش همچنین پایداری ذخایر فنی را در شرایط جنگی بررسی می‌کند؛ زیرا افزایش خسارات، تغییر در نرخ بازده سرمایه‌گذاری، و بی‌ثباتی بازارهای مالی می‌تواند کیفیت و کفایت ذخایر را به‌طور جدی تهدید کند. از سوی دیگر، عملکرد سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه نیز به دلیل نوسانات شدید در بازارهای مالی، کاهش ارزش دارایی‌ها، و محدودیت‌های نقدشوندگی ممکن است با اختلال مواجه شود. مجموعه این عوامل می‌تواند به کاهش جریان‌های نقدی ورودی و افزایش ناگهانی جریان‌های خروجی منجر شود و تعادل نقدینگی را بر هم بزند.
تحلیل‌های این گزارش نشان می‌دهد که ریسک جنگ از طریق چندین کانال همزمان، افزایش خسارت، اختلال در سرمایه‌گذاری، تغییر رفتار بیمه‌گذاران، و فشار بر نقدینگی، می‌تواند عملکرد مالی شرکت‌های بیمه را تهدید کند. در غیاب سازوکارهای مؤثر برای مدیریت این ریسک، از جمله طراحی مناسب بند جنگ، مدیریت سرمایه محافظه‌کارانه و به‌کارگیری ابزارهای اشتراک ریسک، ثبات مالی و توانگری شرکت‌های بیمه به‌طور جدی در معرض خطر قرار می‌گیرد.
در ادامه، ساختار بند جنگ در بیمه‌نامه‌های زندگی مورد بررسی قرار گرفته و رویکردهای رایج در بازارهای بیمه‌ای بین‌المللی برای مدیریت این ریسک تحلیل شده است. در این بخش، مدل‌های مختلف اعمال بند جنگ از جمله استثنای کامل، پوشش محدود، و استفاده از سازوکارهای ترکیبی معرفی و نقاط قوت و محدودیت‌های هر یک ارزیابی شده‌اند. همچنین امکان طراحی الحاقیه‌های مرتبط با ریسک جنگ و شرایط اعمال این پوشش‌ها در چارچوب بیمه‌های زندگی مورد بررسی قرار گرفته است.
بر اساس این تحلیل‌ها، گزارش مجموعه‌ای از دستاوردها و خروجی‌های کاربردی را ارائه می‌دهد که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: تبیین چارچوب مفهومی ریسک جنگ در صنعت بیمه، تحلیل پیامدهای فنی و مالی این ریسک بر بیمه‌های زندگی، بررسی مدل‌های مختلف بند جنگ در بازارهای بیمه‌ای، شناسایی گزینه‌های طراحی الحاقیه‌های پوشش جنگ در بیمه‌های زندگی، و ارائه مجموعه‌ای از پیشنهادهای سیاستی برای بهبود مدیریت این ریسک در صنعت بیمه ایران. این پیشنهادها شامل ارتقای چارچوب‌های قراردادی، توسعه ابزارهای مدیریت ریسک، تقویت سازوکارهای اشتراک ریسک در سطح صنعت و توجه به الزامات نظارتی و تنظیم‌گری است.
در مجموع، یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که مدیریت مؤثر ریسک جنگ در بیمه‌های زندگی مستلزم اتخاذ رویکردی جامع و هماهنگ در سطح صنعت بیمه و نهادهای سیاست‌گذار است؛ رویکردی که در آن ملاحظات فنی، قراردادی، مالی و تنظیم‌گری به‌صورت همزمان مورد توجه قرار گیرد. در این چارچوب، بازنگری در نحوه تعریف و اعمال بند جنگ در بیمه‌نامه‌های زندگی، طراحی و توسعه الحاقیه‌ها و پوشش‌های تکمیلی متناسب با سطوح مختلف ریسک، و ایجاد سازوکارهای مناسب برای توزیع و اشتراک ریسک در سطح صنعت از جمله اقدامات کلیدی محسوب می‌شود. علاوه بر این، تقویت چارچوب‌های نظارتی، ارتقای الزامات مدیریت ریسک در شرکت‌های بیمه، و توجه به پیامدهای بالقوه ریسک‌های ژئوپولیتیک در ارزیابی توانگری مالی می‌تواند به بهبود آمادگی صنعت بیمه در مواجهه با چنین شوک‌هایی کمک کند. اجرای این مجموعه سیاست‌ها و اقدامات، ضمن افزایش تاب‌آوری مالی شرکت‌های بیمه، امکان ارائه پاسخ متوازن به نیازهای بیمه‌ای جامعه در شرایط عدم‌قطعیت‌های ژئوپولیتیک را فراهم کرده و به تداوم نقش صنعت بیمه در تأمین امنیت مالی خانوارها و فعالان اقتصادی کمک خواهد کرد.