تأثیر متغیرهای کلان اقتصاد بر شاخص‌های کلان صنعت بیمه و پیش‌بینی آن     1405/04/01

دکتر فرزان خامسیان (عضو هیات علمی پژوهشکده بیمه)

دکتر مریم اثنی عشری، دکتر سعید مددی، دکتر ناصر بافکر شارک، دکتر امیر بهرامی

شماره 199

خلاصه مدیریتی

صنعت بیمه به‌عنوان یکی از ارکان اصلی بازارهای مالی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، تقویت ثبات اقتصادی و تسهیل رشد و توسعه اقتصادی ایفا می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی نظام‌مند و جامع ارتباط متقابل متغیرهای کلان اقتصادی با شاخص‌های کلیدی صنعت بیمه در ایران و ارائه پیش‌بینی‌های علمی و منطقی از روندهای آتی این صنعت انجام شده است. داده‌های مورد استفاده از سالنامه آماری صنعت بیمه کشور و صورت‌های مالی حسابرسی‌شده شرکت‌های بیمه از سال 1390 به بعد گردآوری شده و تحلیل‌ها با بهره‌گیری از روش‌های اقتصادسنجی پیشرفته انجام گرفته است. این پژوهش بر شناسایی کانال‌های ارتباطی بین متغیرهای کلان اقتصادی و شاخص‌های صنعت بیمه تمرکز دارد و راهکارهای سیاستی را برای بهبود عملکرد و دستیابی به توسعه پایدار این صنعت ارائه می‌دهد.

صنعت بیمه به دلیل نقش آن در مدیریت ریسک و تبدیل عدم اطمینان به اطمینان، از عوامل کلیدی توسعه اقتصادی کشورها محسوب می‌شود. ماهیت بیمه مبتنی بر مشارکت در خسارت و کاهش مخاطرات ناشی از شرایط نامطمئن است. از این‌رو، تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در این صنعت بدون پشتوانه پژوهش‌های علمی و داده‌محور نمی‌تواند به نتایج مطلوب منجر شود. پژوهش‌های نظام‌مند می‌توانند با شناسایی چالش‌ها و فرصت‌ها، تدوین استانداردها و ارائه راهکارهای سیاستی، به تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مؤثر مدیران ارشد کمک کنند.

خدمات بیمه‌گری به‌عنوان فعالیتی ثانویه در اقتصاد، ابزار ضروری برای حمایت از رشد و توسعه اقتصادی است. نهادهای بیمه‌گر با ارائه خدمات مالی، به مدیریت دارایی‌ها و بدهی‌های بنگاه‌های اقتصادی کمک کرده و اثرات منفی ناشی از وقایع غیرمنتظره را کاهش می‌دهند. با این حال، چالش‌هایی نظیر سودآوری پایین، عدم تمایل سرمایه‌گذاران به ورود به این صنعت به دلیل بازده محدود، و حجم بالای مطالبات معوق از بیمه‌گذاران بزرگ، عملکرد صنعت بیمه را تحت تأثیر قرار داده و می‌تواند پرداخت به‌موقع خسارت‌ها را با مشکل مواجه کند. بهبود عملکرد این صنعت نیازمند آگاهی از روندهای آتی و پیش‌بینی متغیرهای اثرگذار مبتنی بر داده‌های معتبر، از جمله سالنامه آماری صنعت بیمه و صورت‌های مالی حسابرسی‌شده شرکت‌های بیمه است.

تحلیل ارتباط متقابل صنعت بیمه با سایر بخش‌های اقتصاد و ارائه پیش‌بینی‌های علمی و منطقی از آینده این صنعت، اطلاعات فعالان این حوزه را تکمیل کرده و امکان اتخاذ استراتژی‌های عملیاتی کارآمد را فراهم می‌کند. این امر به ارتقای جایگاه صنعت بیمه به‌عنوان یکی از ارکان اصلی بازارهای مالی کمک خواهد کرد. با وجود سابقه حدود یک قرنی صنعت بیمه در ایران و انتشار مستمر داده‌ها از طریق سالنامه آماری، کمبود گزارش‌های تحلیلی ساختارمند مبتنی بر این داده‌ها که بتواند تحولات صنعت را تشریح کرده و استراتژی‌های آتی را تبیین کند، محسوس است. علاوه بر این، عواملی نظیر پیشگیری از شوک‌های احتمالی، بهبود تصمیم‌گیری‌های مدیریتی با آگاهی از روندهای آتی، تأثیر فناوری‌های نوین بر رشد این صنعت، و شناسایی فرصت‌های جدید، ضرورت انجام پژوهش‌های جامع در این حوزه را برجسته می‌کند. هدف اصلی این مطالعه، بررسی ارتباط بین صنعت بیمه و متغیرهای اقتصاد کلان است. برخلاف مدل‌های اقتصاد کلان که بر تحلیل کلی اقتصاد تمرکز دارند، این پژوهش بر شناسایی کانال‌های ارتباطی خاص بین صنعت بیمه (مانند حق بیمه و خسارت) و متغیرهای کلان اقتصادی متمرکز است. به‌جای استفاده مستقیم از مدل‌های اقتصاد کلان، متغیرهای کلیدی تأثیرگذار بر صنعت بیمه، مانند نرخ تورم و نرخ بهره، استخراج و مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. این متغیرها بر اساس مبانی نظری انتخاب شده‌اند تا مدل نه‌تنها از نظر تئوریک معتبر باشد، بلکه از نظر عملی نیز قابل‌اجرا و سازگار باشد. بدین ترتیب، سوال­های پژوهش به صورت ذیل مورد توجه قرار گرفت:

· تغییرات و تحولات گذشته و پیش‌بینی روند آینده صنعت بیمه چگونه است؟

· چه عوامل بر وضعیت اقتصادی آینده شاخص­های کلان صنعت بیمه در ایران مؤثر می‌باشند؟

· وضعیت اقتصادی شاخص­های کلان صنعت بیمه کشور در مقایسه با کشورهای منطقه و کشورهای پیشرو به عنوان مبنای مقایسه چه نتایجی در پی دارد؟

· مبتنی بر وضعیت آینده شاخص­های کلان صنعت بیمه، استراتژیها و راهکارهای عملیاتی فعالان صنعت بیمه کشور چه خواهد بود؟

همچنین فرضیات پژوهش به صورت ذیل می‌باشند:

§ شرایط تورمی باعث کاهش رشد حقیقی حق‌بیمه و تنزل جایگاه صنعت بیمه در بازار مالی کشور می‌شود.

§ در صورت عدم رشد اقتصاد در سال‌های آتی، با توجه به روند کنونی رشد اقتصادی در ایران، رشد صنعت بیمه نیز در سال‌های آتی کاهش می‌یابد.

در خصوص روش انجام پژوهش و فنون اجرایی باید در نظر گرفت، در این تحقیق با استفاده از روش‌شناسی‌های مناسب، صنعت بیمه در ایران تحلیل گردید. برای تحلیل صنعت بیمه می‌توان از روش‌های آمار توصیفی، آمار استنباطی، مدل‌های اقتصاد سنجی به خصوص مدل­های کلان اقتصاد که بخش صنعت بیمه در آن مدل‌ها جدا شده باشد، استفاده کرد. بسیاری از مدل‌های اقتصاد کلان مانند، مدل IS-LM، مدل‌های چرخه تجاری واقعی، مدل‌های کوچک اقتصاد کلان‌سنجی (SMM)، مدل بزرگ اقتصاد کلان‌سنجی (LMM)، مدل تعادل عمومی محاسبه پذیر (CGE)، مدل تعادل عمومی تصادفی پویا (DSGE)، مدل عدم تعادل پولی (MDM)، مدل‌های کلان مبتنی بر روش‌های خودرگرسیون برداری (VAR)، مدل‌های جریان ذخایر، مدل ماهواره‌ای (Satellite Model) و غیره را می­توان در این پژوهش مورد استفاده قرار داد.

در مطالعات اقتصاد کلان، مدل‌سازی به‌عنوان ابزاری کلیدی برای تحلیل روابط بین متغیرهای اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدل‌های اقتصاد کلان معمولاً شامل تعداد زیادی متغیر و معادله هستند که روابط پیچیده‌ای را توصیف می‌کنند. با این حال، یکی از چالش‌های اصلی در این مدل‌ها، مدیریت تعداد متغیرها به‌منظور جلوگیری از همپوشانی (Multicollinearity) و افزایش دقت پیش‌بینی‌هاست. همپوشانی زمانی رخ می‌دهد که، متغیرهای مستقل در مدل با یکدیگر همبستگی بالایی داشته باشند، که این امر می‌تواند به کاهش اعتبار نتایج و پیچیدگی بیش از حد مدل منجر شود. در این راستا، مدل‌هایی که با حداقل تعداد متغیرهای کلیدی عمل می‌کنند، به دلیل کاهش همپوشانی و پیچیدگی، از کارایی و دقت بیشتری برخوردار هستند. مدل‌های کلان اقتصادی معمولاً شامل متغیرهای متعددی نظیر تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم، نرخ‌بهره، نرخ بیکاری، نقدینگی و غیره هستند. اگرچه این متغیرها می‌توانند تصویر جامعی از اقتصاد ارائه دهند، اما افزایش تعداد متغیرها ممکن است به همپوشانی منجر شود. همپوشانی زمانی رخ می‌دهد که متغیرهای مستقل در مدل دارای همبستگی بالایی باشند، که این امر می‌تواند به تخمین‌های ناپایدار، کاهش دقت پیش‌بینی و تفسیر دشوار نتایج مدل منجر شود. به همین دلیل، در تحلیل‌های اقتصادسنجی، مدل‌هایی که تعداد متغیرهای کمتری دارند و در عین حال قادر به توضیح پدیده مورد نظر هستند، ترجیح داده می‌شوند.

مدل ماهواره‌ای یکی از رویکردهای اقتصادسنجی است که، با هدف کاهش تعداد متغیرها و در عین حال حفظ توانایی توضیح‌دهندگی طراحی شده است. این مدل با انتخاب متغیرهای کلیدی که تأثیر قابل‌توجهی بر متغیر وابسته دارند، از پیچیدگی غیرضروری و همپوشانی جلوگیری می‌کند. در زمینه تحلیل ارتباط صنعت بیمه با اقتصاد کلان، مدل ماهواره‌ای با تمرکز بر متغیرهای اصلی نظیر نرخ تورم و نرخ بهره، امکان بررسی دقیق و معتبر این رابطه را فراهم می‌آورد. مزیت اصلی مدل ماهواره‌ای در مقایسه با سایر مدل‌های کلان، سادگی و کارایی آن است. با کاهش تعداد متغیرها، این مدل نه تنها از همپوشانی جلوگیری می‌کند، بلکه قابلیت تفسیر نتایج را بهبود می‌بخشد و دقت پیش‌بینی‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین، این مدل به دلیل ساختار ساده‌تر، از نظر محاسباتی سبک‌تر بوده و برای تحلیل‌های کاربردی در صنعت بیمه مناسب‌تر است. در بررسی ارتباط بین صنعت بیمه و اقتصاد کلان، هدف اصلی شناسایی متغیرهایی است که بیشترین تأثیر را بر عملکرد صنعت بیمه، به‌ویژه حق بیمه تولیدی، دارند. به جای استفاده از مدل‌های کلان پیچیده که شامل، تمام متغیرهای اقتصاد کلان هستند، مدل ماهواره‌ای با انتخاب متغیرهای کلیدی مانند نرخ تورم، نرخ بهره و سایر عوامل مرتبط، این رابطه را به‌صورت مؤثرتری مدل‌سازی می‌کند.

با در نظر گرفتن این نکته که هدف اصلی این طرح، بهره‌گیری از متغیرهای کلان و به ویژه الگوی کلان ماهواره‌ای است، باید توجه داشت که اگر اندازه صنعت در مقایسه با کل اقتصاد به‌اندازه‌ای کوچک باشد که ضرایب بیمه‌ای در الگوی ماهواره‌ای معنادار نباشند، استفاده از این الگو امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین لازم است در این طرح، ابتدا آزموده شود که آیا می‌توان از الگوی ماهواره‌ای (که با روش رگرسیون هم‌انباشته برآورد می‌شود) برای پیش‌بینی متغیرهای بیمه‌ای استفاده کرد یا نه. اگر اندازه صنعت بیمه در برابر اقتصاد کلان کوچک باشد، یا دگرگونی‌های متغیرهای کلان این صنعت، تحت تأثیر شاخص‌های کلان قرار نگیرد، یا صنعت بیمه بازیگر مهمی در الگوی کلان اقتصادی به شمار نرود، در آن صورت می‌توان از روش‌های سری‌زمانی که برای پیش‌بینی مناسب‌تر هستند، استفاده کرد.

در زمینه داده‌های به‌کار رفته در مدل، همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، در این پژوهش از داده‌های صنعت بیمه ایران برگرفته از سالنامه آماری و صورت‌های مالی حسابرسی‌شده شرکت‌های بیمه در گونه‌های مختلف طبقه‌بندی شده، استفاده شده است. این داده‌ها به صورت ماهانه از سال ۱۳۹۰ به بعد و در قلمرو مکانی همه شرکت‌های بیمه ایران و بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران گردآوری شده‌اند. شایان ذکر است که متغیرهای استفاده‌شده در مدل شامل حق بیمه تولیدشده، نرخ توسعه صنعت، نقدینگی، تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، تورم و دیگر موارد است. با توجه به محدودیت‌های آماری و شرایط اقتصادی ایران، از مناسب‌ترین روش‌های پژوهشی بهره گرفته شده است.

بر پایه موارد یادشده، خروجی­های مورد انتظار از این پژوهش، شناسایی اثر متغیرهای کلان اقتصادی بر شاخص‌های کلان صنعت بیمه، پیش‌بینی آینده این صنعت و در نتیجه دستیابی به هدف‌های پژوهشی تعیین‌شده است. این پژوهش می‌تواند به تنظیم گزارش راهبردی و مدیریتی برای کنشگران صنعت بیمه در زمینه تحلیل وضعیت اقتصادی صنعت، تحلیل آینده اقتصادی و اثر آن بر صنعت، و پیش‌بینی متغیرها و شاخص‌های اقتصادی صنعت بیمه بر پایه اطلاعات منتشرشده در سالنامه آماری صنعت بیمه کشور و صورت‌های مالی حسابرسی‌شده شرکت‌های بیمه بینجامد. انتظار می‌رود که آگاهی از روندهای آینده، سبب شناسایی راهبردها و راهکارهای مناسب از سوی کنشگران صنعت شود و در نهایت به بهبود عملکرد صنعت بیمه بیانجامد. بر این اساس، شناسایی اثر متغیرهای کلان اقتصادی بر شاخص‌های کلان صنعت بیمه و پیش‌بینی آینده آن، به عنوان پرسش بنیادی این طرح در نظر گرفته شده است.

v چالش‌های پژوهش

در حالی که نتایج مدل­های کلان به شرح، پیش گفته بدست آمده لیکن باید توجه داشت که در خلال انجام پژوهش و برآورد مدل­ها چندین چالش و مبحث سیاستی حاصل گردید:

· در مورد آمار و اطلاعات به‌کاررفته باید یادآور شد که داده‌های مورداستفاده عمدتاً توسط مراکز آماری به‌روزرسانی نشده و در برخی موارد، مقادیر به صورت تخمینی و تقریبی ارائه شده‌اند. در بررسی‌ها مشخص شد که در مواردی، آمار منتشرشده همخوانی ندارد و یا ارتباط منطقی میان متغیرهای اقتصادی کمتر دیده می‌شود.

· شرایط اقتصادی ایران در سال‌های اخیر بسیار پرنوسان، بحرانی و همراه با رویدادهای پیش‌بینی نشده یا درگیری‌های ژئوپلیتیکی بوده و از ثبات لازم دور مانده است. بنابراین، حتی با در اختیار داشتن آمار دقیق و مطمئن نیز پیش‌بینی‌های آینده چندان قابل اتکا نخواهند بود.

· با توجه به دو نکته پیشین، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و کشف کانال ارتباطی بین صنعت بیمه و اقتصاد کلان است. ازاین‌رو، از همه سازوکارها و ابزارهای موجود برای کشف این ارتباط استفاده خواهد شد. الگوهای اقتصادی مختلفی مانند AR، ARMA و غیره به‌کار گرفته می‌شوند، اما هدف اصلی پیش‌بینی نیست؛ هرچند که پیش‌بینی‌ها گزارش شده و نمودارهای ضربه و پاسخ نیز ارائه می‌گردند. محور اصلی، شناسایی رابطه است.

· هدف بنیادین پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین سازوکارهای ارتباطی میان صنعت بیمه و متغیرهای کلان اقتصادی است. پرسش اصلی این است که صنعت بیمه چگونه با تحولات اقتصاد ملی پیوند می‌خورد و این پیوند چه ویژگی‌هایی دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهند که در شرایطی خاص، رفتار صنعت‌بیمه با روندهای عمومی اقتصاد همخوانی کامل ندارد. به‌عنوان نمونه، انتظار می‌رفت در دوران همه‌گیری کرونا، همانند بسیاری از بخش‌های اقتصادی که به‌صورت تعطیل یا نیمه‌تعطیل درآمدند، صنعت بیمه نیز به‌طور جدی متأثر گردد؛ اما چنین اتفاقی رخ نداد. همچنین، در برخی از شاخص‌های تولیدی، انتظار کاهش جدی داشتیم، ولی داده‌های واقعی روندی متفاوت را نشان دادند.

این پدیده‌ها بیانگر نوعی «ویژگی مقاومتی» صنعت بیمه در برابر برخی شوک‌های اقتصادی است؛ مقاومتی که آن را از بازار سرمایه، بازار ارز و طلا متمایز می‌سازد. در واقع، بیمه به‌دلیل ماهیت قراردادی، ساختار حق‌بیمه‌ها و الزامات تعهدات، رفتاری کم‌نوسان‌تر و پایدارتر از سایر بازارهای مالی دارد. شناسایی این تفاوت رفتاری، نقطه‌ی آغازین تحلیل سیاستی برای تقویت نقش بیمه به‌عنوان «سپر مالی در برابر نوسانات اقتصاد‌کلان» است.

v نتیجه‌گیری

با توجه به آنچه که انتظار می‌رفت، اندازه جمعیت تأثیر چشمگیری بر صنعت بیمه داشته باشد و با رشد‌جمعیت، افزایش بیمه‌های درمانی و دیگر انواع آن رخ دهد، اما یافته‌ها و خروجی­های پژوهش نشان داد که، اگرچه جمعیت بر روند تحولات حق بیمه تولیدشده اثرگذار است، تأثیر چندانی بر سطح حق بیمه تولیدشده ندارد. در زمینه دستیابی به هدف پژوهش و پاسخ به پرسش‌های تحقیق، بحث و نتیجه‌گیری گزارش بر پایه واکاوی‌های انجام‌شده و الگوسازی‌های صورت‌گرفته، در سه بخش زیر ارائه می‌شود:

گروه اول: «بیمه‌های متاثر از دارایی و سرمایه»‌شامل؛ بیمه شخص ثالث، بیمه مسئولیت، بیمه آتش‌سوزی، بیمه مهندسی

برخی از رشته‌های بیمه‌ای نظیر بیمه شخص ثالث، بیمه مسئولیت، بیمه آتش‌سوزی و بیمه مهندسی به دلیل الزامات قانونی یا عرفی، جایگاه ویژه‌ای در بازار بیمه دارند. این رشته‌ها به دلیل ارتباط مستقیم با سرمایه بیمه‌شده، تحت تأثیر عوامل اقتصادی کلان نظیر تورم، نقدینگی و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی قرار می‌گیرند. این گروه از رشته‌های بیمه‌ای، به طور مستقیم با ارزش دارایی‌های بیمه‌شده (مانند خودروها، ساختمان‌ها، ماشین‌آلات و تأسیسات تولیدی) ارتباط دارند و با افزایش تورم واقعی، ارزش این دارایی‌ها افزایش یافته و در نتیجه، سرمایه بیمه‌شده نیز رشد می‌کند. این امر به طور مستقیم منجر به افزایش حق بیمه تولیدی می‌شود، زیرا حق بیمه معمولاً به صورت درصدی از ارزش دارایی محاسبه می‌گردد. به عنوان مثال، در بیمه شخص ثالث، افزایش تولید و فروش خودروهای جدید در کشور، تعداد بیمه‌نامه‌های صادره را افزایش می‌دهد. به همین ترتیب، در بیمه آتش‌سوزی، احداث ساختمان‌های جدید یا افزایش ارزش املاک به دلیل تورم، منجر به افزایش سرمایه بیمه‌شده و در نتیجه رشد حق بیمه تولیدی می‌شود. در بیمه مهندسی نیز، توسعه پروژه‌های زیرساختی، احداث کارخانه‌ها و خرید خطوط تولید جدید، به افزایش تعداد و حجم بیمه‌نامه‌ها منجر می‌گردد.

سرمایه کل کشور، که شامل دارایی‌های فیزیکی نظیر خودروها، املاک، ماشین‌آلات و زیرساخت‌های تولیدی است، تأثیر قابل‌توجهی بر حجم حق بیمه تولیدی در رشته‌های مذکور دارد. با گسترش فعالیت‌های اقتصادی، مانند تولید خودروهای بیشتر، ساخت‌وسازهای جدید و توسعه واحدهای صنعتی، تقاضا برای پوشش بیمه‌ای افزایش می‌یابد. این افزایش تقاضا نه تنها به تعداد بیمه‌نامه‌های صادره، بلکه به ارزش کلی سرمایه بیمه‌شده نیز وابسته است. در نتیجه، رشد سرمایه کل کشور به عنوان یک عامل کلیدی در افزایش حق بیمه تولیدی عمل می‌کند.

نقدینگی و تورم از دیگر عوامل مؤثر بر حق بیمه تولیدی هستند. افزایش نقدینگی در اقتصاد، حتی در شرایط رکود اقتصادی، می‌تواند به افزایش تورم منجر شود. این امر ارزش دارایی‌های بیمه‌شده را افزایش داده و در نتیجه، حق بیمه تولیدی را بالا می‌برد. به عنوان مثال، در شرایط تورمی، هزینه جایگزینی دارایی‌ها (مانند خودرو یا ساختمان) افزایش می‌یابد و بیمه‌گران برای تأمین پوشش کافی، مجبور به افزایش حق بیمه می‌شوند. علاوه بر این، رونق تولید و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، مانند احداث کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی، تقاضا برای بیمه‌نامه‌های مرتبط (مانند بیمه مهندسی و آتش‌سوزی) را افزایش می‌دهد. این روند حتی در دوران رکود اقتصادی نیز می‌تواند ادامه یابد، زیرا نقدینگی اضافی در اقتصاد، ارزش دارایی‌ها را به طور اسمی افزایش داده و منجر به صدور بیمه‌نامه‌هایی با سرمایه بالاتر می‌شود.

گروه دوم: «بیمه‌های متاثر از تورم» شامل؛ بیمه‌های زندگی (عمر و پس‌انداز) و بیمه‌های درمان

یکی از چالش‌های اساسی بیمه‌های زندگی در سال‌های اخیر، اثر مستقیم و غیرمستقیم نرخ تورم بر کارکرد این محصولات است. در شرایط تورمی، هرچند سرمایه اسمی بیمه‌گذاران در پایان دوره افزایش می‌یابد، اما به دلیل کاهش ارزش واقعی پول، قدرت خرید سرمایه نهایی به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. در واقع، رشد سرمایه بیمه‌ای نتوانسته هم‌پای افزایش سطح عمومی قیمت‌ها حرکت کند و همین امر باعث کاهش جذابیت بیمه‌های زندگی برای بیمه‌گذاران شده است. از منظر اقتصادی، مسئله هزینه فرصت نقش مهمی در این فرآیند ایفا می‌کند. در فضای تورمی، افراد مقایسه‌ای میان عایدی مورد انتظار از بیمه‌های زندگی و سایر فرصت‌های سرمایه‌گذاری جایگزین (نظیر بازار طلا، ارز، مسکن یا بورس) انجام می‌دهند. از آنجا که بازدهی این بازارها معمولاً بسیار سریع‌تر و بالاتر از سود انباشته‌شده در بیمه‌های زندگی است، بیمه‌گذاران بیمه عمر و پس‌انداز را کمتر به‌عنوان گزینه‌ای بهینه برای سرمایه‌گذاری بلندمدت تلقی می‌کنند. این امر به‌طور طبیعی منجر به افزایش میزان بازخرید بیمه‌نامه‌ها و کاهش تداوم قراردادها شده است. به بیان دیگر، در این شرایط تورم به‌مثابه یک متغیر جایگزین (Substitute Factor) عمل کرده است؛ به‌طوری‌که بیمه‌های زندگی به جای قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعه پایدار همچون دوره‌های قبلی که تقاضا روند افزایشی داشت با روندی کاهشی مواجه شده‌اند. این کاهش، نه به دلیل ضعف ذاتی محصول بیمه‌ای، بلکه ناشی از رقابت نابرابر با سایر ابزارهای مالی و سرمایه‌گذاری است که در دوره‌های تورمی جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند.

برخلاف بیمه‌های زندگی که پدیده «جایگزینی» ناشی از هزینه فرصت نقش پررنگی در کاهش تقاضا دارد، در بیمه‌های درمانی ماهیت مسئله متفاوت است. در این رشته بیمه‌ای، اصلی‌ترین اثر تورم و نوسانات نرخ ارز و طلا بر قدرت خرید بیمه‌گذاران و سطح پوشش بیمه‌ای آشکار می‌شود. در شرایط تورمی، به‌رغم افزایش ظاهری مبالغ حق بیمه یا سرمایه بیمه‌نامه، ارزش واقعی پوشش‌ها کاهش می‌یابد و این امر منجر به افت معنادار سطح حمایت مالی بیمه‌شدگان می‌گردد. ساختار بیمه‌های درمانی در کشور نیز ویژگی خاصی دارد: سهم غالب این رشته به بیمه‌های درمان گروهی و شرکتی اختصاص دارد که عموماً در قالب قراردادهای سازمانی، ادارات و کارخانه‌ها به‌صورت عرفی و شبه‌اجباری ارائه می‌شوند. در نتیجه، برخلاف بیمه‌های زندگی، پدیده «جایگزینی» و انتقال سرمایه بیمه‌گذاران به بازارهای موازی کمتر رخ می‌دهد. آنچه در این حوزه بیشتر مشاهده می‌شود، کاهش سقف پوشش‌های درمانی و محدود شدن تعهدات بیمه‌گر است. به عبارت دیگر، با افزایش نرخ تورم و رشد هزینه‌های واقعی خدمات درمانی، تعرفه‌های پرداختی بیمه‌گر در مقایسه با خسارت‌های واقعی بیمه‌شده همخوانی لازم را ندارد. این وضعیت باعث می‌شود که تنها بخشی از هزینه‌های درمانی توسط بیمه‌گر جبران گردد و بخش قابل‌توجهی از بار مالی همچنان بر عهده بیمه‌شده باقی بماند. پیامد مستقیم این وضعیت آن است که رشد حق بیمه‌های درمانی، مشابه آنچه در رشته‌هایی همچون بیمه شخص ثالث یا بیمه‌های مهندسی مشاهده می‌شود، اتفاق نیفتاده است. دلیل اصلی نیز آن است که سرمایه بیمه‌ای بیمه‌گذاران در بیمه‌های درمانی افزایش نیافته و سقف پرداختی‌ها به‌طور نسبی کاهش یافته است. بنابراین، می‌توان گفت در بیمه‌های درمانی اثر غالب تورم نه از طریق تغییر رفتار بیمه‌گذاران، بلکه از طریق محدودیت پوشش‌ها و افت واقعی تعهدات بیمه‌گر نمایان می‌شود.

گروه سوم: بیمه‌های وابسته به سطح فعالیت‌های اقتصادی (به عنوان نمونه: بیمه باربری)

گروه سوم از رشته‌های بیمه‌ای، نظیر بیمه‌های باربری، بیش از هر چیز تحت تأثیر سطح تولید ناخالص داخلی‌(GDP)، حجم مبادلات تجاری و میزان فعالیت‌های اقتصادی قرار دارند. در این گروه، برخلاف بیمه‌های زندگی یا درمان، سرمایه بیمه‌گذار یا حتی میزان سرمایه موجود در سطح کلان اقتصاد نقش اصلی را ایفاء نمی‌کند؛ بلکه متغیر کلیدی و تعیین‌کننده، سطح فعالیت‌های اقتصادی و حجم مبادلات و حمل‌ونقل است.

به عنوان مثال، در بیمه باربری، میزان فروش یا رشد سرمایه ملی به‌طور مستقیم تعیین‌کننده سطح تقاضا نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تعداد و حجم حمل‌ونقل‌ها در اشکال مختلف آن (زمینی، دریایی، هوایی و ریلی) است. هرچه حجم مبادلات داخلی و خارجی افزایش یابد، تقاضا برای بیمه‌های باربری نیز به‌طور طبیعی رشد خواهد کرد. به بیان دیگر، این رشته از بیمه بیش از آنکه به سطح سرمایه وابسته باشد، به توسعه زنجیره تأمین، تجارت بین‌الملل و جابه‌جایی کالا مرتبط است.

البته در سطح خرد، ارتباط‌هایی میان سرمایه و بیمه باربری نیز قابل مشاهده است؛ به‌طور مثال، زمانی که یک شرکت حمل‌ونقل اقدام به خرید ناوگان جدید (مانند، کامیون‌های تازه یا کشتی و هواپیما) می‌کند، نیاز به پوشش بیمه‌ای برای دارایی‌ها و حمل‌ونقل‌های جدید ایجاد خواهد شد. اما در سطح کلان، عامل غالب و تعیین‌کننده حجم مبادلات و سطح تولید ملی است. بنابراین ، رشد یا رکود در بخش‌های تولید و تجارت کشور مستقیماً بر ضریب نفوذ و حق بیمه تولیدی در رشته باربری اثرگذار خواهد بود.

v چشم‌انداز دوگانه در رشته‌های مختلف بیمه‌ای

گروه اول: شامل؛ بیمه شخص ثالث، بیمه مسئولیت، بیمه آتش سوزی، بیمه مهندسی

در تحلیل نهایی می‌توان گفت که در ارتباط با گروه اول بیمه‌ها، یعنی رشته‌هایی که به‌طور مستقیم تحت تأثیر سرمایه بیمه‌نامه‌ها قرار دارند، تصویر دوگانه‌ای شکل می‌گیرد:

از یک سو، خبر خوب آن است که بخش عمده صنعت بیمه کشور به رشته‌های غیرزندگی اختصاص دارد؛ رشته‌هایی نظیر بیمه شخص ثالث، بیمه‌های مسئولیت، بیمه‌های آتش‌سوزی، بیمه‌های مهندسی و بیمه‌های خودرو. در کوتاه‌مدت، این رشته‌ها کمتر از بیمه‌های زندگی تحت فشار تورم قرار می‌گیرند. دلیل نخست، ماهیت قراردادهای موجود است که بیمه‌گر و بیمه‌گذار را در چارچوبی نسبتاً پایدار نگاه می‌دارد. دلیل دوم، آن است که سرمایه بیمه‌نامه‌ها در این رشته‌ها عموماً متناسب با نرخ تورم و تغییرات بازار ارز و طلا تعدیل می‌شود؛ بنابراین، برخلاف بیمه‌های زندگی، این رشته‌ها در کوتاه‌مدت با شوک شدید مواجه نخواهند شد.

اما در سوی دیگر، خبر نگران‌کننده مربوط به چشم‌انداز بلندمدت این رشته‌هاست. با گذشت زمان، چند روند منفی می‌تواند به تضعیف آن‌ها منجر شود:

  • کاهش تدریجی نرخ رشد سرمایه بیمه‌نامه‌ها در نتیجه فشارهای تورمی و افت قدرت خرید بیمه‌گذاران؛
  • افزایش پدیده فرار بیمه‌نامه‌های اجباری، به‌ویژه در رشته شخص ثالث، که می‌تواند ضریب نفوذ بیمه را کاهش دهد؛
  • کاهش سقف پوشش‌ها در بیمه‌های بدنه خودرو، بیمه آتش‌سوزی و سایر رشته‌های مشابه، که سطح واقعی تعهدات بیمه‌گر را محدود می‌کند؛
  • افت ارزش واقعی حق بیمه‌ها به دلیل عدم هم‌پایی کامل با نرخ تورم، که در نهایت باعث کاهش درآمدهای صنعت بیمه خواهد شد.

بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که هرچند رشته‌های غیرزندگی در کوتاه‌مدت از ثبات نسبی برخوردارند، اما در بلندمدت در معرض فرسایش تدریجی سرمایه بیمه‌ای و کاهش پایدار حق بیمه‌ها قرار خواهند گرفت. این امر ضرورت بازنگری در طراحی محصولات بیمه‌ای، مکانیزم‌های تعدیل حق بیمه و نوآوری در ابزارهای پوشش ریسک را دوچندان می‌کند.

گروه دوم: شامل؛ بیمه‌های زندگی (عمر و پس‌انداز) و بیمه‌های درمان

در خصوص دسته دوم بیمه‌ها شامل، بیمه‌های زندگی (عمر و پس‌انداز) و بیمه‌های درمان، چشم‌انداز چندان امیدوارکننده نیست و می‌توان گفت خبر بد بر این بخش غالب است.

  • در بیمه‌های زندگی، پدیده جایگزینی به‌واسطه هزینه فرصت بالا موجب افزایش روزافزون نرخ بازخرید بیمه‌نامه‌ها می‌شود. در شرایطی که بازارهای موازی مانند طلا، ارز یا مسکن بازدهی بالاتری دارند، بیمه‌گذاران تمایلی به نگه‌داری بیمه‌نامه‌های بلندمدت ندارند. این روند نه‌تنها استمرار قراردادها را تهدید می‌کند، بلکه در آینده می‌تواند اعتماد عمومی به بیمه‌های زندگی را نیز تضعیف نماید.
  • در بیمه‌های درمان، فشار تورم و افزایش نرخ ارز مستقیماً بر قدرت خرید بیمه‌گذاران و سقف پوشش‌ها اثر منفی می‌گذارد. پیامد این وضعیت کاهش تعهدات واقعی بیمه‌گر، کاهش جذابیت بیمه‌های درمان تکمیلی انفرادی و تداوم تمرکز بر قراردادهای گروهی و شرکتی است. در نتیجه، بخش انفرادی این رشته بیمه‌ای به مرور زمان دچار انقباض خواهد شد.

گروه سوم: بیمه‌های وابسته به سطح فعالیت‌های اقتصادی (به عنوان نمونه: بیمه باربری)

در مورد دسته سوم بیمه‌ها شامل، رشته‌هایی که به سطح فعالیت‌های اقتصادی و حجم مبادلات وابسته‌اند، نظیر بیمه‌های باربری و بیمه‌های مسافرتی، نیز شرایط چندان مطلوب نیست. خبر بد برای این گروه آن است که با کاهش تولید ملی و افت مبادلات تجاری، تقاضا برای این بیمه‌ها نیز به‌طور مستقیم کاهش می‌یابد.

  • در بیمه‌های باربری (زمینی، دریایی، هوایی و ریلی)، افت فعالیت‌های تولیدی و تجاری منجر به کاهش شدید حجم حمل‌ونقل و در نتیجه کاهش حق بیمه تولیدی خواهد شد.
  • در بیمه‌های مسافرتی نیز که مستقیماً به میزان سفرهای خارجی وابسته است، شرایط رکودی اقتصاد و کاهش قدرت خرید خانوارها باعث افت تقاضا می‌شود.

به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت که دسته دوم و سوم بیمه‌ها بیشترین آسیب‌پذیری را از ناحیه تورم تجربه می‌کنند. در این میان، بیمه‌های زندگی و درمان با تضعیف تقاضا و کاهش جذابیت برای بیمه‌گذاران مواجه‌اند و بیمه‌های باربری و مسافرتی با انقباض ناشی از افت تولید و مبادلات اقتصادی روبه‌رو خواهند شد.

 

v پیشنهادات

بر پایه‌ی بحث و نتیجه‌گیری انجام‌شده، پیشنهادهای سیاستی زیر قابل بررسی و طرح هستند:

1- بیمه‌های زندگی

با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل تأثیر تورم بر بیمه‌های زندگی (عمر و پس‌انداز) و پدیده جایگزینی که موجب افزایش بازخرید بیمه‌نامه‌ها و کاهش جذابیت این محصولات شده است، ضرورت دارد بازطراحی و به‌روزرسانی محصولات بیمه‌ای در دستور کار قرار گیرد. در این راستا، اقدامات سیاستی زیر قابل بحث و بررسی است:

  • طراحی و عرضه محصولات بیمه‌ای تطبیق‌یافته با تورم: بیمه‌های زندگی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که ارزش واقعی سرمایه بیمه‌گذار در طول زمان حفظ شود. این امر می‌تواند از طریق پیوند دادن ارزش بیمه‌نامه‌ها به شاخص‌های تورم یا قیمت دارایی‌ها محقق گردد.
  • توسعه بیمه‌های زندگی متصل به بازار سرمایه (Unit-linked): اتصال بخشی از سرمایه بیمه‌نامه به سبدی از سهام یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری می‌تواند بازدهی بیمه‌نامه را افزایش داده و از نظر بیمه‌گذاران، بیمه عمر را به گزینه‌ای رقابتی‌تر در برابر سایر فرصت‌های سرمایه‌گذاری تبدیل نماید.
  • ایجاد بیمه‌های زندگی مبتنی بر دارایی‌های واقعی (Real Asset-linked): طراحی محصولاتی که ارزش آن‌ها با دارایی‌هایی همچون طلا، ارز یا املاک همبستگی داشته باشد، می‌تواند جذابیت بیمه‌های زندگی را در شرایط تورمی افزایش دهد.
  • راه‌اندازی اوراق بهادار بیمه‌های زندگی: استفاده از ابزارهای نوین مالی نظیر اوراق بهادارسازی بیمه‌های زندگی، علاوه بر تأمین مالی برای شرکت‌های بیمه، امکان مدیریت بهتر ریسک و ارائه محصولات متنوع‌تر به بیمه‌گذاران را فراهم می‌سازد.

به‌طور کلی، سیاست کلیدی در این حوزه، ایجاد هم‌پایی بین بازدهی بیمه‌های زندگی و نرخ تورم است تا انگیزه بیمه‌گذاران برای نگه‌داری بیمه‌نامه‌ها تقویت گردد و از روند فزاینده بازخرید جلوگیری شود.

2- بیمه‌های درمان:

یکی از چالش‌های اساسی بیمه‌های درمان در ایران و بسیاری از کشورها، نحوه طراحی محصولات و الگوی جبران خسارت‌ها است. در وضعیت موجود، بخش قابل‌توجهی از خسارت‌های درمانی مربوط به هزینه‌های خرد و غیرشکننده‌ای است که خانوارها به‌طور معمول توانایی پرداخت آن‌ها را دارند؛ مانند هزینه آزمایش‌های روتین، مراجعات مکرر برای بیماری‌های ساده یا نسخه‌های دارویی کم‌هزینه. پرداخت خسارت برای این دسته از هزینه‌ها، علاوه بر افزایش بار مالی شرکت‌های بیمه، زمینه‌ساز بروز تقلبات بیمه‌ای و تشویق به مصرف‌گرایی غیرضروری در خدمات سلامت نیز می‌شود.

اصل بنیادین بیمه درمان تکمیلی، حمایت مالی از بیمه‌گذاران در شرایطی است که با هزینه‌های درمانی سنگین و شکننده مواجه می‌شوند؛ هزینه‌هایی که می‌تواند ساختار مالی خانواده را تحت فشار قرار داده یا آن‌ها را به درماندگی بکشاند. بنابراین، بازطراحی محصولات بیمه درمان با تمرکز بر تفکیک هزینه‌های خرد و شکننده ضروری است. به بیان دیگر، حذف یا محدودسازی پوشش برای هزینه‌های کوچک و قابل پرداخت توسط خانوار، و تمرکز بر جبران هزینه‌های سنگین مانند جراحی‌های پرهزینه، بستری‌های طولانی‌مدت یا درمان‌های تخصصی، می‌تواند ضمن کاهش ریسک تقلب، پایداری مالی شرکت‌های بیمه را تقویت کرده و معنا و کارکرد واقعی بیمه درمان را احیا کند.

بر این اساس، توسعه محصولات جدید بیمه درمانی باید با رویکردی هدفمند صورت گیرد؛ به‌گونه‌ای که هم سطح معناداری از حمایت مالی برای خانوارها در برابر هزینه‌های سنگین ایجاد شود و هم کارایی نظام بیمه‌ای از طریق کاهش پرداخت‌های غیرضروری و مدیریت تقاضای القایی ارتقا یابد.

3- بیمه‌های غیرزندگی

با توجه به سهم بالای بیمه‌های غیرزندگی در ترکیب پرتفوی صنعت بیمه و ماهیت کوتاه‌مدت و عمدتاً یک‌ساله قراردادهای بیمه‌ای در این بخش، می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که صنعت بیمه در افق زمانی کوتاه‌مدت با بروز شوک‌های شدید و فوری مواجه نخواهد شد. به بیان دیگر، ویژگی‌های ساختاری بیمه‌های غیرزندگی سبب می‌شود که آثار مستقیم تحولات اقتصادی یا ریسک‌های کلان، با نوعی تأخیر زمانی در این بخش از صنعت نمایان گردد.

با این حال، بررسی روندهای بلندمدت نشان می‌دهد که تداوم شرایط نامساعد اقتصادی، نظیر افزایش تورم، کاهش قدرت خرید خانوارها و بنگاه‌ها، و بروز ناپایداری‌های مالی، می‌تواند منجر به تغییر رفتار بیمه‌گذاران شود. این تغییرات رفتاری به شکل‌هایی همچون کاهش سطح پوشش‌های بیمه‌ای، کاهش سرمایه‌های بیمه‌شده، یا حتی خروج تدریجی از بازار بیمه (پدیده فرار بیمه‌ای) قابل مشاهده است.

بنابراین، ضروری است سیاست‌گذاران و مدیران صنعت بیمه با اتخاذ رویکردی پیش‌دستانه، راهکارهای مؤثر برای کاهش آثار این تهدیدها در بلندمدت طراحی و اجرا نمایند. این راهکارها می‌تواند شامل توسعه محصولات بیمه‌ای متناسب با شرایط اقتصادی، ایجاد مشوق‌های مالی و اعتباری برای حفظ تداوم بیمه‌گری، ارتقای اعتماد عمومی به صنعت بیمه، و همچنین بازطراحی سازوکارهای نظارتی و حمایتی باشد. چنین اقداماتی علاوه بر کاهش ریسک خروج بیمه‌گذاران، می‌تواند به حفظ پایداری و تاب‌آوری صنعت بیمه در مواجهه با بحران‌های اقتصادی کمک نماید.