هدف
|
بررسی امکان طراحی و بهکارگیری سازوکارهای شبهتکافل جنگی برای پوشش ریسک صنایع بزرگ ایران و ارائه مدلی بومی، عملیاتی و سازگار با الزامات فقهی، نهادی و مالی کشور است تا از طریق ایجاد شبکه ایمنی مالی چندلایه، تابآوری زیرساختهای راهبردی در برابر تهدیدات ژئوپلیتیک تقویت شود.
|
سوالات
|
1.آیا میتوان برای پوشش ریسکهای ناشی از جنگ و عملیات خصمانه در صنایع بزرگ ایران، سازوکاری شبهتکافلی، بومی و چندلایه طراحی و اجرا کرد؟
2. تفاوتهای بنیادین بیمه متعارف و تکافل چیست و چرا هیچیک از این دو مدل به تنهایی پاسخگوی پوشش ریسک جنگی در صنایع بزرگ ایران نیستند؟
3. الگوی پیشنهادی «شبهتکافلی» با چه سازوکاری لایههای مختلف خسارت (از خرد تا فاجعهآمیز) را میان صنعت، بازار سرمایه و دولت توزیع میکند؟
4. پیادهسازی این مدل با چه چالشهای حقوقی و نهادی روبهرو است و چه تأثیری بر ارتقای تابآوری پدافندی و اقتصادی کشور خواهد داشت؟
|
نوآوری
|
ارائه الگوی بومی «شبهتکافل جنگی» با تلفیق منطق مشارکت و ابزارهای نوین انتقال ریسک برای صنایع راهبردی کشور است. این پژوهش با طراحی معماری چندلایه، پوشش خسارات خرد تا فاجعهآمیز را میان صندوقهای اختصاصی، کنسرسیومها و صکوک بازار سرمایه توزیع میکند.
|
نتایج
|
یافتههای گزارش نشان میدهد که به دلیل ماهیت فاجعهآمیز ریسکهای جنگی، بیمه متعارف و حمایتهای موردی دولت بهتنهایی پاسخگوی نیاز صنایع بزرگ نبوده و استقرار سازوکار شبهتکافل جنگی از طریق صندوقهای مشترک، کنسرسیومهای صنعتی و ابزارهای بازار سرمایه، تنها راهکار عملیاتی برای توزیع ساختاریافته ریسک و کاهش وابستگی به بازارهای خارجی است.
|
پیشنهادات
|
1. تأسیس صندوقهای مشترک شبهتکافلی و ساختارهای خودبیمهگری در هلدینگهای بزرگ با هدف مدیریت امانی منابع و تفکیک وجوه است؛
2. ایجاد کنسرسیومهای صنعتی با اتکایی متقابل و بهرهگیری از ابزارهای بازار سرمایه نظیر صکوک برای پوشش خسارات کلان و فاجعهآمیز؛
3. دولت با تدوین چارچوبهای حقوقی و نظارتی، نقش پشتیبان نهایی را در قالب یک سامانه جامع تکافل ساختاریافته (ART) جهت ارتقای تابآوری پدافندی صنایع ایفا کند.
|